دو تا اتفاق بد ....
سلام به همه دوست جونامون، امروز دو تا اتفاق بد برامون افتاد که هنوزم ناراحتم
اولی اینکه عصری ایلیا رو گذاشتم تو تابش و اروم داشتم تابش میدادم، که یهو نمیدونم چی شد، خودمم نفهمیدم یهو خودشو به جلو خم کرد، و سنگینیش و انداخت رو قسمت جلوی تاب که تا من بگیرمش سرو ته شد
نمیدونین چه حالی شدم، سرش پایین و تنش تو تاب فقط زبل بود و پاهاش و بهم حلقه کرد و نیفتاد و منم سریع گرفتمش
همه اینا که گفتم تو چند ثانیه اتفاق افتاد، حالم خیلی بد شد، احساس میکردم الان بالا میارم
ایلیا هم شدید ترسیده بود و گریه میکرد
خلاصه ارومش کردم و بعد بردمش اب بازی کرد و یادش رفت و الانم خوابه 

اتفاق دوم اینکه اقای همسر امروز که رفتن شعبه طبق معمول ماشین و سر جای همیشه پارک کردن، عصری که بر میگشتن دیدن دره ماشین بازه
و بلهههههههههههه دزد اومده و ضبط ماشین و با هرچی که توش بوده برده
، البته میثم جون عادت دارن که از ماشین پیاده میشن پنل ضبط و در میاره و میذاره پشت صندلی که اقا دزده اونو پیدا نکرده و نمیدونم ضبط بدون پنل به چه دردش میخوره
و کل کنسول جلوی ماشین که دکمه های کولر و گرم کن و .... روش بوده کنده و برده همچنین یدونه یو اس پی و داشبوردم خالی کرده که توش ادکلن و عینک همسری و عروسک ایلیا بوده کلا راحتتون کنم رحم نکرده 

و در اخر براورد کردیم دیدیم 300 هزار تومان بهمون ضرر زده نامرد، جالب اینجاست که جایی که ماشین پارک بوده کنارش کلانتری بوده و در یکی از میدون های شلوغ تهران (هفت حوض)
وقتی که به همسرم گفتم واسه ایلیا هم امروز یه اتفاق بد افتاد خیلی ناراحت شد و گفت همه اینا فدای یه تار موی ایلیا که خدا رو شکر الان خوبه ![]()


خلاصه اینم از امروز ما که به خیر گذشت
خدایا خودت حافظ این پسر کوچولوی ما باش، آمین


دو تا اتفاق بد ....
